عکسنوشته
وبلاگ شخصی سعید اصلانی 
پروژه بیوگرافی


تو کتاب رمان علمی گنجینه کیهانی نوشته پروفسور هاوکینگ و دخترش لوسی هست

به جاهایی رسیدم که شخصیت اصلی جرج و آنی به بزرگترین قمر زحل یعنی تیتان میرند

در این کتاب عنوان شده شرایط این سیاره شبیه شرایط زمین پیش از جریان یافتن حیات هست.ساعقه و ابرهای غلیظ و باران های متانی خیلی دوست داشتم تصاویری که کاوشگر از تیتان به زمین فرستاده رو ببینم که امروز از سایت ناسا پیدا کردم البته دقیق نمی دونم این عکس ساختگی هست یا توسط همون کاوشگر بازنشسته ناسا که سال ها پیش فرستاده شده عکاسی شده مهم اینه که این شرایط در تیتان حکمفرما هست واقعا جالبه.

خورشید خیلی کوچیکتر و زحل خیلی بزرگتر از ماه نسبت به زمین از سطح تیتان دیده می شود.

منبع:http://apod.nasa.gov/apod/archivepix.html


برچسب‌ها: تیتان, زحل, نجوم, هاوکینگ, استفن هاوکینگ
[ دوشنبه 5 آبان1393 ] [ 1:16 بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

تصور اینکه یکی اون بیرونه که منتظره منه یروز میان و میبرن منو ... کسی چه میدونه؟


برچسب‌ها: موجودات فضایی, نجوم, کره ی زمین, سفینه, بشقاب پرنده
[ دوشنبه 28 مهر1393 ] [ 12:35 بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

دیروز با خبر شدم که استاد نوریزاد در تهران بعد از ضرب و شتم بازداشت شدن پسرش اباذر تصاویری ازش گذاشته بود که تو اون از چشمشون خون جاری بود امیدوارم در روز های این باره اخبار بدی نشنوم

موضوع دیگه عید قربان بود که بعضی دوستان به یاد بودن و با کامنت و ایمیل و پیامک و هر جور دیگه تبریک گفتن خیلی ممنون به هر حال

موضوع دیگه این بود که سرم شلوغ بود به خاطر اول مهر کم کم سعی میکنم بیشتر بیام به وبلاگ

موضوع آخر هم پایان مهمانی خدا بود این  عکس از حج ۲۰۱۴ تقدیم به همه دوستای خوبم التماس دعا


برچسب‌ها: نوریزاد, محمد نوریزاد, اباذر, قربان, عید
[ یکشنبه 20 مهر1393 ] [ 1:25 بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

شاید اولین کامنتی بود که در وبلاگم نوشته شد من از اوضاع نابسامان دریاچه اورمیه نوشتم و :

16:49 توسط:wig wig
همه چی به کنار ولی این عکس خیلی قشنگه...یه حس عجیبی داره یه چیزی شبیه هیجان و استرس ...یاد جاده های شمال افتادم، ممنون





سعید: ترکا یه ضرب المثل دارن که میگه قوزو جان اوسته دی قصاب پی هاییندا. یعنی بره داره جون میده قصاب به فکر چربیشه! :) ولی متشکرم از نظرت

برچسب‌ها: کامنت, شمال, جاده, دریاچه, ارومیه
[ جمعه 24 مرداد1393 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

رویاها گاهی ممکن است مسخره به نظر برسند. آرزو ها ممکن است بعد از تحقق یافتن شیرینی خود را از دست بدهند مثلا ماشین کنترلی که دلم همیشه میخواست داشته باشم را وقتی هشت ساله بودم مادر بزرگم برایم سوغات آورد مدت ها درگیرش بودم اماامروز نمیدانم حتی کجاست!

در نوجوانی هم برای خودم آرزو هایی داشتم مثلا یکی رفتن و زندگی کردن در سالزبورگ چهارمین شهر اتریش

مسخره است... اما من آن را زنده نگه میدارم و به هر چیزی که برای آرزو بوده رسیده ام... و میدانم اگر رویایم زنده باشد به آن می رسد البته مثل ماشین کنترلی نمیدانم وقتی به دستش بیاورم با آن چکار کنم

رویاست دیگر...


موضوعات مرتبط: زندگی من / my life، پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles
برچسب‌ها: سالزبورگ, اتریش, رویا, مادربزرگم
[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 1:13 بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

و اما فتو بلاگ من...

به عکس های اطرافت نگاه کن عکس هایی که قابشان پنجره ایست رو به هستی آلبومی برای تماشای خلقت و در پس هر عکسی هزار طومار است برای خوانده شدن.
ما شاید نتوانیم همه تومار هارا بخانیم و بنویسیم اما هر عکسی نوشته ای دارد ما آن عکسنوشته ها را برای هم مینویسیم.