عکسنوشته
وبلاگ شخصی سعید اصلانی 
پروژه بیوگرافی


از طریق لینک زیر برید به سایت نجوم و یکم با این نرم افزار کار کنید

اولش زوم کنید تا برسید به استرینگ(همون نظریه ریسمان معروف) که اندازش یک ضربدر ده به توان منفی سی و پنجه متر هست برسید بعد به عقب برید تا در دنیای نوترینو ها کوارک ها پروتون الکترون گلئون اتم ها مولکول ها سلول ها حشرات انسان ها و اجرام ماکرو مثل سیارات و کهکشان و در نهایت کیهان یه سیر عالی بکنید 

برای من که عاشق نجومم این یه گردش عالی بود امیدوارم برای شما هم خوب باشه

http://www.noojum.com/other/astronomy-tools/187-online-tools/6226-scale-of-the-universe.html


موضوعات مرتبط: علمی/ scientific
برچسب‌ها: نجوم, مقیاس, اتم, کیهان
[ چهارشنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۵۵ قبل از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

امروز به عادت هر روز داشتم میان کلیپ های آپارات میگشتم که به کلیپ های فرخنده شهید رسیدم...

با اینکه همیشه می توانم به راحتی احساساتم را کنترل کنم و قبلا هم بسیار شده بود که فیلم های داعش و غیره را نگاه کرده بودم اما اشک از چشمانم سرازیر شد...

تفاوت داشت این قصه...

فرخنده را در سایت های افغان دنبال کردم او قرآن را آتش زده؟

او دختری مسلمان و مبلغ اسلام بود تفسیر قرآن می خواند و تحصیلاتش اسلامی بود...

این بر داغ ماجرا می افزاید دختری متدین را به جرم بی دینی اعدام میکنند...

او قرآن را آتش زده؟

طبق فقه خودتان اگر کسی قرآن را آتش بزند ولی امر جامعه دادگاهی اش میکند پس اگر اثبات شد سه روز مهلت توبه به او می دهند پس اگر توبه نکرد به طرق معلوم اعدامش میکنند...

فرخنده به تنهایی سناریوی جهالت را به نمایش گذاشت در برابر عقلانیت و در این سناریوی واقعیت ایثار گرانه نقش اول را بر عهده گرفت تا با خونش بیدار کند بسیاری را...

جرعت نکردم عکسی از خود فرخنده در وبم بگذارم تصاویر آنقدر وحشتناک بودند که (انسان) جرعت نگاه کردن به آن را ندارد چه آنرا انجام دهد...

اما چه تسکینی جز تصاویر زیر می توانست مرا آرام کند خیابانی به نام فرخنده در محل شهادتش این یعنی فرخند ههرگز فراموش نمی شود...

فرخنده ی شهید روی دوش (انسان) ها تشییع می شود. این یعنی انسانیت زنده است.

آنگونه از قسمت اعظم شاهدان بر می آید فرخنده شهیده ی راه بر اندازی خرافات است...

پس علاوه بر آنانکه بر او سنگ میزدند ، آنانی که بر خرافات دامن می زنند نیز در خون فرخنده شریکند...

بسم الله ....


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، اجتماعی / social
برچسب‌ها: فرخنده, شهید, افغانستان, خرافات, اسلام
[ یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۱۰ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

با اون شاتلی که بالا کله اش حمل میکنه به رشته مطالعاتی من ربط پیدا میکنه با اینکه بزرگترین هواپیمای ساخته دست بشر هم لقب حیرت انگیزیه

هواپیمای آنتونوف AN-۲۲۵ مریای اوکراین، همچنان بزرگترین هواپیمای تولید شده توسط بشر است. برای مدل آنتونوف در آن زمان نام مریا در نظر گرفته شد که در زبان روسی به معنی رؤیا و آرزو است. آنتونوف An-225 مجهز به ۶ موتور توربوفن بوده و بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین هواپیمای ساخته شده تاکنون محسوب می‌شود.

Antonov An-225 رکورد بلندترین طول بال در بین هواپیماهای دنیا نیز دارد. شرکت آنتونوف برنامه آغاز نسخه دوم این هواپیما را در سال ۲۰۰۰ آغاز کرد اما به دلیل مشکلات مالی و هزینه‌های بالای ساخت، تکمیل پروژه به حالت تعلیق قرارگرفته است. هدف اصلی ساخت آنتونوف An-225 در شوروی سابق حمل‌ونقل فضاپیمای بوران (به معنی طوفان برف) بود.

قابلیت دیگر این هواپیما حمل بار بصورت خارجی است. یعنی می‌توان با قراردادن قسمتی در روی بدنه هواپیما بارهای حجیم را نیز حمل کرد؛ همانطور که در سال ۱۹۸۹ شاتل روسی بوران را روی خود سوار کرد. از بارگیری‌های مهم این هواپیما بعد از بازسازی می‌توان به بارگیری یک واگن قطار همراه با ریل به وزن ۱۰۹ تن، بارگیری ژنراتور و مولدهای برق و حمل ماشینها و وسایل و خدمه یک شرکت اتومیبل رانی را برای شرکت در مسابقات نام برد. این هواپیما قابلیت حمل بار تا ۲۵۰ تن را دارا است.


موضوعات مرتبط: موضوع آزاد / Free subject، علمی/ scientific
برچسب‌ها: هواپیما, آنتونوف, بزرگترین, شاتل, شاتل بر
[ شنبه ۱۵ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۴:۲۲ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

چند سالی هست مجلات دانستنیها رو نه به صورت مرتب اما خوب یجورایی پیگیرانه تهیه میکنم

امسال تو مجله نوروزیش دیدم اشتراک یه حساب کتاب کردم ببینم چطوره

هر مجله دانستنیها 3000 تومن رو جلد میخوره اشتراک یک ساله 104000 هزار تومن هستش.

حالا این عدد رو تقسیم در 23 شماره ای که هر سال چاپ میشه بکنید میشه 4500 تومن آخه چرا مجله گرامی همه جا اشتراک ارزون تر از خود نشریه است.


موضوعات مرتبط: علمی/ scientific، معرفی کتاب / presentation book
برچسب‌ها: دانستنیها, اشتراک, گران, همشهری, مجله
[ پنجشنبه ۱۳ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۴:۱۳ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
این پیام رو یکی به من داد منم بهش عمل کردم. ... میدم این پیام رو بخون دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم.این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد مرد دیگری اعتقاد داشت 20میلیون به دست آورد به دست کس دیگه ای رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست.20 روز دیگه منتظر معجزه باش... راستش این پیام برای خودم اومده منم وظیفمه برای بقیه بفرستم شما خودت میدونی میخوای بفرست نمیخوای بازم خودت میدونی ولی به کار اعمه شک نکن...

[پاسخ:]

واقعا متاسفم که همچین خرافاتی در جامعه اتفاق افتاده متخصصین دینی اینگونه پیام هارو  از دیدگاه دین نقد کردن ولی من به صورت منطقی این رو نقد میکنم خوب اول یه قسم میده که حتما بخونیم واز روش رد نشیم یه وقت نقشش حالا هرچی که میخاد ناقص نمونه... خوابش رو نقل میکنه که شفا گرفته و در اون خواب شافی خواسته که جریان رو به بیست نفر بگه( خوب تو کلاسشون تعریف میکرد همه می فهمیدن دیگه نیازی به این شامپورتی بازیا نبود) خوب در ادامه میگه واسه فلانی فلانی  و فلانی به خاطر عمل کردن یا نکردن فلان اتفاقات افتاد آخه دختر خانم خوزستانی شما قضیه خوابتو بدون قسمت دومش واسه یکی فرستادی اونم واسه یکی فرستاده حالا شما کی فرصت کردی ببینی چه اتفاقی برای اونهاییکه عمل کردن و نکردن افتاده که به متن اضافه اش کردی پس معلومه متن ابتدا به ساکن به همین حالت نوشته شده. نمیدونم قسمت آخرشو دوستم اضافه کرده یا نه ولی ائمه اگه بخاد کاری بکنه نمیاد به نفع مخابرات و ایرانسل و غیره(اوایل این چیزا اس ام اس بودن) کار کنن یا اینکه بنا به برخی اسناد این مطالب ساخته ضد دین ها هستن امید که مردمم از خرافه در بیان

 

 

در ضمن یه چیزی بگم به خودتون تلقین منفی نکنید خدای عادلی که من میشناسم به خاطر کپی نکردن تو پیام اینور اونور هیشکی رو بدبخت نمیکنه

به قول یه سری از این پیامکا که میگه خواهشا حلقه آخر نباشید

من میگم خواهشا در خرافات حلقه آخر باشید.


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، مذهبی / Religionly، اجتماعی / social
برچسب‌ها: خرافات, پیام, دین, نقد
[ سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱:۳۲ قبل از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

کتاب دنیای سوفی سرگذشت حکمت و فلسفه در اروپا را به زبانی شیرین بیان میکند در حدود 100 صفحه اولش را فک کنم از همین ترجمه ی آقای کامشاد خوندم و بقیه اش را از ترجمه دکتر مهدی سمسار دکتر سمسار هرچند ترجمه اش ثقیل تر است اما به نظر تخصصی تر ترجمه کرده و برای کسی که بخاطر فلسفه این کتاب را میخواند ترجمه دکتر سمسار را پیشنهاد میکنم.

دانشجویانی که در دروس دانشگاهی خود کلیات فلسفه دارند مخصوصا اگر با کتاب دکتر دادبه میخواهند از فلسفه سر در بیاورند بهتراست قبل از آن این کتاب را مطالعه کنند.

افرادی که معتقدند اندیشه ی آن ها برترین اندیشه تاریخ بشریت است و کامل تر ازآن امکان ندارد یا به عبارت بهتر دچار دگماتیسم شده اند تحت هیچ شرایطی به این کتاب نزدیک نشوند.

 

قسمتی از کتاب:

«ما سیاره‌ای زنده‌ایم، ما کشتی بزرگی هستیم که در جهان کائنات بر گرد خورشیدی سوزان بادبان کشیده است؛ ولی هر کدام ما در عین حال نوعی کشتی حامل ژن بر پهنه گسترده زندگی هستیم. چنانچه این محموله را ایمن به بندر بعدی برسانیم، بیهوده نزیسته‌ایم.»

به زودی این کتاب رو تمام می کنم الان که دارم این متن را می نویسم در آغاز فصل سی و سوم کتاب هستم.

من ازشهید مطهری آموختم که هیچ کتابی رو یکبار نخوانم و در سری اولی که میخوانم فقط روخوانی کنم بنا بر این یادداشت برداری نکردم و امیدوارم آن قسمت هایی را که نفهمیدم رو  در سری دوم خوندنم بفهمم. سوالی در باره این کتاب بود در خدمتم.


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، علمی/ scientific، معرفی کتاب / presentation book
برچسب‌ها: دنیای سوفی, کتاب, یوستاین گاآردر, مهدی سمسار
[ پنجشنبه ۶ فروردین۱۳۹۴ ] [ ۱۴:۲۱ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

هر سال نزدیک عید که میشه یکم نرخ ولخرجیامون میزنه بالا بابا شلوارت که نوعه کفش که دو سه ماه پیش خریدی... بابا این پرده ها مگه چشه میخوای عوض کنی اون مبله رو چرا انداختی بیرون و...

دلم میگیره وقتی یه ذره زاویه تفکرم رو می چرخونم و به نا خود آگاه این سوال ها رو میشنوم که یه دختربچه هف هشت ساله داره از بابا مامانش میپرسه... بابا کیفم پاره شده پس کی یه کف تازه میخری بابا وقتی بارون میاد آب میره تو کفشم آخه جلوش کنده شده... بابا این لباسه خیلی خوشگله میخری واسم ؟ مامان چرا ما نرفتیم عروسی...؟

این پستم عکس نداره اگه دوس دارید عکس این پست و نگاه کنید پاشید پیاده یه دور بزنید تو شهر...

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف و سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شاکر شدم از زندگیت

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید؟

میم خورشیدی


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، اجتماعی / social، هنری / Artical
برچسب‌ها: شعر, فقر, غم
[ یکشنبه ۲۴ اسفند۱۳۹۳ ] [ ۱۸:۳۱ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

سبزه ها را گره زدم به غمت غم از صبر بیشتر شده ام

سال تحویل زندگیت به هیچ سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم خسته از انتظار و دوری ها

سال هایی که آتشم زده اند وسط چارشنبه سوری ها

سید مهدی موسوی

به یاد بادبادک های درگیر بند


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، سیاسی / political، اجتماعی / social، هنری / Artical
برچسب‌ها: چهارشنبه سوری, بادبادک, آتنا فرقدانی, نوروز
[ جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ ] [ ۱۸:۲۶ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
وقتی که شهر نمیگذارد آسمانرا ببینی:

این هم یکی از شبایی بود که رفته بودیم پارک شمیم برای رصد آسمون منتهی چراغای شهر نزاشت آسمونو خوب ببینیم منم از چراغای شهر عکس انداختم:(جاده تهران - ورودی تبریز(شرق))

عکس توسط:سعید اصلانی


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، هنری / Artical
برچسب‌ها: تبریز, شب, چراغ, وقتی که
[ سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ ] [ ۲۰:۸ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

حسین نمازی چهره ای که شاید هر شب و حد اقلش هر ماه یکبار از تلوزیون میبینمش

در روز نامه در سایت در کلیپ های خبری در گزارش های تصویری خبر گزاری ها و در اخبار تلوزیون

میگوید عشق این را دارد که جلوی دوربین ها برود و شب ها خودش را در اخبار ببیند

میگوید وقتی که تلوزیون یک تجمع را نشان میدهد و او بینشان نیست حرض میخورد و شب را نمیخوابد

فرقی ندارد تشییع جنازه باشد تظاهرات باشدتجلیل باشد نماز جمعه باشد همایش و و و

میگوید از همه مسئولین معروف تر است

خوش بحالش که خوش است حالش

من هم دوستش دارم و هر بار که میبینمش میگویم:

آقای دوربینی سلااااااااااااام!!!


موضوعات مرتبط: پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، طنز / jeer، سیاسی / political، اجتماعی / social
برچسب‌ها: حسین نمازی, دوربین, تظاهرات, تشییع جنازه, اخبار
[ چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ ] [ ۲۰:۳ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
عکس خیلی قشنگی بود واقعیش رو که سر راهمون تو مسیر کوهنوردی دیدم هم خیلیازشون خوشم اومد

سایز همه عکس هام بزرگ هست عکس ها رو ذخیره کنید و در سایز اصلی ببینید

عکس توسط:سعید اصلانی

و کمی اونطرف تر

عکس توسط:سعید اصلانی


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، هنری / Artical
برچسب‌ها: کوهنوردی, خاک, گل, صفحه
[ جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ ۲۱:۵ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

وقتی که کودک درونت از بازی با شاتر بازدوربین لذت میبرد

تبریز با شاتر باز

عکس توسط:سعید اصلانی


برچسب‌ها: تبریز, شاتر, عکاسی, نور, وقتی که
[ سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۲۱:۱ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

روز تئاتر مبارک

امروز روز ولنتاین به (فارسی روز تئاتر) است. در این روز بازیگران حرفه ای نقاب های زیبایشان را بر چهره میزنند و راهی خیابان ها می شوند تا با دروغ  و دونگ غریزه حیوانی خویش را اغنا کنند و وا عشقا که بعد مرگ تو ای عشق چه ها که بر سر نامت نیاوردند و ملعبه یهر لجن زاری شدی

امروز برای من اما روزی والاتر از این قضایاست امروز سالگرد شکفتن بهار سبز در دل بهمن است بهاری که بهارش سیاه بود و به قول استاد عالی پیام در زمستان ذوق و اندیشه / سبز بودن چه جرم سنگینی است...


موضوعات مرتبط: زندگی من / my life، پیام ها،نوشته ها،مقالات / Messages&Posts&Articles، سیاسی / political، اجتماعی / social
برچسب‌ها: سبز, تئاتر, ولنتاین, سید محمد رضا عالی پیام, عشق
[ شنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۹:۳۳ قبل از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
از سری عکس های وقتی که

خیلی تفاوت دارد که وقتی برای عکاسی میروی خوشحال باشی ناراحت باشی دپرس باشی شنگولباشی این عکس از جمله عکس هایی است که با دلی پر انداختم حالااز کیو از چی ... بماند...عکس توسط:سعید اصلانی

 


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، هنری / Artical
برچسب‌ها: ماه, برگ, دلگرفته, شب, وقتی که
[ پنجشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۲۰:۵ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

بدو بدو دیر کرده بودم آخه تو مسیر خیلی شلوغ بود پارسال 8 صبح راه میفتادم امسال 10 و 20دقیقه دوربینو برداشتم از خونه و سوارماشین... خیابونا هم چقد شلوغ بود...

این دوتا فک کنم خواهر برادر بودن بد رفته بودن تو عمق صحبت های سید احمد خاتمی با اینکه طولانی روشون فوکوس کرده بودم فک کنم متوجه نشدن ازشون عکس گرفتم

عکس توسط:سعید اصلانی

این عکس با کیفتی در اومده یه کلوزآپ خوب... شبیه پسر عمه کلاه قرمزی...

عکس توسط:سعید اصلانی

سوژه جالب واسه من خود شکارچیای عکسن یجورایی خود کوزه گر ها رو تو کوزه میندازم اونم ناغافل

عکس توسط:سعید اصلانی

و یک همکار که من شناختمش ولی ایشون متوجه نشدن گویا...

عکس توسط:سعید اصلانی

واسه چی انقد میرین تو فاز عکاسی از اطرافتون بی خبر آخه عه تو این عکس گویا شاه کوزه گر هم تو کوزه افتاد اسنجا خومم هم شکار شدم البته ژست سوژه را عشق است

عکس توسط:سعید اصلانی

کم گوی و گزیده گوی چون در منم کم میگم دیگه بسه موفق باشید


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، سیاسی / political، اجتماعی / social
برچسب‌ها: انقلاب, راهپیمایی, تبریز, آلبوم سایبری, دهه فجر
[ پنجشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۳:۵ قبل از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

رژه ماشین های لوکس تبریز به مناسبت دهه فجر


برچسب‌ها: تبریز, ثروتمندان, اتومبیل, رژه
[ چهارشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۱۹:۸ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
اتوبوسی که باهاش میرفتم برای پوشش خبری راهپیمایی روز قدس یادش بخیر.

عکس توسط:سعید اصلانی


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، سیاسی / political
برچسب‌ها: روز قدس, خبرنگاری, عکس سلفی, اتوبوس, من
[ دوشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۱۹:۵۴ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

یه شب تابستونی ساعت سه  شب بود از یه جلسه از بناب بر میگشتیم جلو موسسه رفتیم تا وسیله ها رو بزاریم تو که این عکس رو شکار کردم.

عکس توسط:سعید اصلانی

عکاس های خیلی کمی شانس بودن دراین این خیابون شلوغ رو در این ساعت خلوت دارن پس اینعکس یه عکس خاصه چند وقته پیش تو مقاله صاحب الامرتبریز دیدم که این عکس استفاده شده


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، هنری / Artical
برچسب‌ها: صاحب الامر, موسسه میراث شیعه, شب, ویکی پدیا
[ جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۱۹:۴۵ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
آلبوم سایبری عاشورای 93 هیئت عاشقان حضرت قمر منیر بنی هاشم(علیه السلام) حسینیه جماران تبریز

عکس توسط:سعید اصلانی

ادامه عکس ها در ادامه مطلب

 

 


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، مذهبی / Religionly
برچسب‌ها: آلبوم سایبری, عاشورا, عزاداری, جماران
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۱۴:۳۴ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]

وجدانم: آخه ناسلامتی تو پروفایلت نوشتی عکاس اصن یادت میاد آخرین باری که برا عکاسی از خونه رفتی بیرون کی هست؟

من: راست میگی وجدان جان خیلی وقته این کودک درون سرمو گرم بازی های مسخره کرده از همه چی موندم

وجدان: کودک درون رو میفرستیم بره مهد کودک تو حاضری دوباره شروع کنی؟

من : اگه دوباره هاست بزنه همه عکسامو پاک کنه چی؟

وجدان : تو شروع کن فکر اونجاهاشو نکن

من باشه... پس مشروعیییییییییییییییم

اینبار به PG پناه بردم برای هاست عکس هام امیدوارم این یکی پاک نکنه

اواخر تابستون بود رفته بودیم سراب برای رصد نجومی نکات این تصویر

+تعدادی از آقایایون و همه خانم ها در این تصویر غائب اند که لابد خودشون نخواستند که باشند.

+این تلسکوپ سمت چپی گالیله ای خیلی شبیه مال گالیلست خداییش دست ساخت استاد قاسم قربانی هست. خداییش باحال بود.

+ رصد رو شب انجام میدن ولی شب نمیشه عکس دست جمعی انداخت البته بنده لکه های خورشیدی رو با فیلتر مناسب در روز هم رصد کردم .

+تلسکوپ سمت راست مربوط به آقا رضا پور غفار هست که بهترین چیزی که باهاش دیدم اقمار مشتری بوده.

=سوالی باشه در خدمتم.


موضوعات مرتبط: عکس های خودم / my photoes، زندگی من / my life، علمی/ scientific
برچسب‌ها: نجوم, قاسم قربانی, رضا پورغفار, علیرضا اصلانی, خاطرات من
[ سه شنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۳ ] [ ۱۸:۵۲ بعد از ظهر ] [ سعید اصلانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

و اما فتو بلاگ من...

به عکس های اطرافت نگاه کن عکس هایی که قابشان پنجره ایست رو به هستی آلبومی برای تماشای خلقت و در پس هر عکسی هزار طومار است برای خوانده شدن.
ما شاید نتوانیم همه تومار هارا بخانیم و بنویسیم اما هر عکسی نوشته ای دارد ما آن عکسنوشته ها را برای هم مینویسیم.